|
ایران + وردنجان | ||
![]() |
وزارت صنعت معدن و تجارت نام محصولاتی که وام خودرو به آن تعلق می گیرد را اعلام کرد.
برچسبها: ادامه مطلب [ یکشنبه 17 آبان 1394 ] [ 20:23 ] [ v50 ]
جزئیات وام 25 میلیونی خودرو/ بانک مرکزی دبه کرد؟!؟مدیرکل اعتبارات بانک مرکزی گفت:متقاضیان خرید خودرو با وام می توانند از 18 آبان به نمایندگی های مجاز مراجعه کنند.
برچسبها: ادامه مطلب [ یکشنبه 17 آبان 1394 ] [ 20:20 ] [ v50 ]
حیرت انگیز ترین پل هیدرولیکی جهاندر این مطلب حیرت انگیز ترین و شگفت انگیز ترین پل هیدرولیکی جهان که قابلیت جابه جایی دارد را برای شما قرار داده ایم.پل هیدرولیکی درهلند یک پل متحرک و حیرات انگیز است که قابلیت جابه جایی دارد و در هنگام عبور کشتی ها با استفاده از جک های هیدرولیک و عظیم خود جابه جا می شود تا راه را برای عبور کشتی ها میسر سازد.
اشلائورهوف برگ، لیوواردن، هلند
هنگامی که کشتی قصد عبور از رودخانه "هارلینگر وارت" را دارد، باید از میان یک جاده و خودروها عبوری از آن بگذرد. از این رو، یک بازوی مکانیکی بخشی 50 فوت مربعی از جاده را در هوا بلند کرده و فضای لازم برای عبور کشتی فراهم می شود. این بازو همانند رباتی غول پیکر به نظر می رسد که یک پن کیک را در هوا بلند کرده است. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
برچسبها: [ یکشنبه 17 آبان 1394 ] [ 20:08 ] [ v50 ]
خطرناکترین جادههای جهان + تصاويرشاید خطرناکترین تجربه رانندگان ایرانی، رانندگی در جاده چالوس باشد. در جهان اما جادههایی ساخته شدهاند که شرایط فیزیکی، آب و هوایی و حتی سازههای آن میتواند خطرساز و یا حتی مرگبار باشد.رانندگی در برخی از جادهها ترسناک است، البته شاید خطری ما را تهدید نکند، اما ما از شرایط آن جاده میترسیم. در سوی دیگر، برخی از جادهها به شدت خطرناک و حتی مرگبار هستند.
مي توان گفت رانندگی حتی در بهترین شرایط، مشمول پذیرش ریسکهایی از سوی راننده است. در ادامه قصد داریم تعدادی از جادههاي خطرناك جهان را به شما معرفی کنیم.
![]() پل ساخته شده بر روی این جاده به نظر ایمن میرسد، اما باید ریسک رانندگی بر روی آن را قبل از حرکت پذیرفت!
![]() بزرگراه سراسری سیبری، روسیه - این جاده یکی از طولانیترین جادههای جهان است که البته بخشهایی از آن همچنان ناهموار است. این جاده هنگام بارش باران و برف میتواند به باتلاقی تبدیل شود و خودرو را درون خود بکشد.
![]() بزرگراه شماره یک، مکزیک - این جادهی بسیار ناهموار در مکزیک است. علاوه بر ناهمواری، نداشتن گارد ریل در کنارههای جاده میتواند بسیار خطرناک باشد
![]() جاده استلویو پاس، ایتالیا - این جاده مثل مار در کوههای آلپ به بالا میخیزد. پیچهای این جاده به شدت خطرناک هستند و کافی است تنها یکی از آنها را دست کم بگیرید
![]() جاده کوه آتشفشانی کوتوپاکسی، اکوادور – این جاده پر از چال و چوله است و بخشهایی از آن نیز بسیار سر است.
![]() جاده A44، انگلستان – این جاده دارای یکی از بیشترین آمارهای تصادف در جهان است. از این رو نمي توان به آن اعتماد کرد
![]() جاده آریکا به ایرکیکه، شیلی – یک طرف این جاده باز است و جادهی آن نیز کاملا هموار است. همین هموار بودن جاده سبب شده تا رانندهها با سرعت زیادی در این جاده حرکت کنند. گاهی اوقات، سقوط به پایین جاده باعث کشته شده سرنشینان شده است
![]() جاده سیچوآن - تبت، چین – رانش زمین، بهمن و شرایط جوی بد به کرات در این جاده دیده میشود. خطرناک بودن این جاده از تصویر آن مشخص است
![]() جاده پاتیوپولو پردیکاکی، یونان – هنگام بارش برف و باران، رانندگی در این جاده به یکی از سختترین تجارب جهان تبدیل میشود، چرا که این جاده مجهز به گاردریل نیست. جادهی باریک پاتیوپولو پر از چال و چوله است و فقط رانندگان باتجربه میتوانند در آن رانندگی کنند
![]() جادهی اُقصُر - غردقه، مصر – مسافران این جاده هر کاری میکنند که قبل از غروب آفتاب از این جاده خارج شوند. راهزنان در تاریکی در انتظار مسافران این جاده هستند.
برچسبها: [ یکشنبه 17 آبان 1394 ] [ 20:06 ] [ v50 ]
نرم افزار App Quarantine Pro ROOT/FREEZE 3.0 BETA 6 فریز و قرنطینه کردن نرم افزار های اندرویدفقط قابل استفاده برای گوشی های روت شده تسخه پرو و فول آنلاک – امتیاز در گوگل پلی : 4.6 از 5 – قیمت در گوگل پلی : 2 دلار App Quarantine از سری برنامه های پرکاربرد و پر استفاده برای هر کاربر اندرویدی روت شده است . اگر گوشی شما هم روت است پیشنهاد می کنیم این برنامه را از دست ندهید . مطمئنا زمانی که شما یک گوشی جدید خریداری می کنید تعداد زیادی برنامه ها و App ها و حتی بازی های بی مصرف و غیر قابل استفاده بر روی گوشی تان موجود است . حتی ممکن است نرم افزارهایی موجود باشد که علاوه بر اینکه از آن ها استفاده ای نمی کنید برای شما مشکل ساز هم باشند ، به عنوان مثال در پس زمینه فعال هستند و سرعت گوشی اندرویدی شما را می کاهند و یا حتی در هنگام فعالیت از سرعت اینترنت شما نیز برای آپدیت و بروزرسانی خود استفاده می کنند .
آیا مایل هستید این برنامه ها را غیر فعال کنید ؟ البته تعدادی از کاربران گوشی های روت شده ریسک کرده و این برنامه ها را از بیخ و بن توسط نرم افزارهایی همچون root explorer پاک می کنند اما ممکن است با این کار احتیاج به فلش مجدد گوشی خود پیدا کنید! پس چاره چیست ؟ ما به شما نرم افزار App Quarantine که جدیدترین نسخه از آن برای اولین بار در ایران توسط Apktops معرفی می شود را پیشنهاد می کنیم . توسط این نرم افزار شما قادرید نرم افزارها و بازی های پیشفرض گوشی اندرویدی خود را فریز یا قرنظینه کنید . منظور از فریز و قرنطینه کردن قطع دسترسی برنامه ها و بازی هاست به طوری که سرویس فعالیت آن ها به طور کامل غیر فعال و آیکون آن ها نیز از لیست برنامه ها مخفی می شود و در هر شرایطی هم که قصد داشتید به شرایط فعلی برگردید می توانید نرم افزار یا بازی مورد نظرتان را از حالت قرنطینه و فریز در بیاورید . تغییرات :
برچسبها: [ شنبه 16 آبان 1394 ] [ 18:56 ] [ v50 ]
بالا بردن سرعت گوشی به طرز عجیبی با ترفندی خاصشما می توانید با استفاده از این ترفندها عملکرد گوشی تان را با وجود اپلیکیشنهای سنگین بالا ببرید.
استفاده از سخت افزارهای متوسط یا حتی ضعیف در گوشیهای موبایل باعث کندی و گاهی ناتوانایی در اجرای چند اپلیکیشن سنگین به طور همزمان شده است.حال در این گزارش روشی را آموزش خواهیم داد که به کمک آن میتوانید عملکرد گوشی را سریعتر و اجرای اپلیکیشنهای سنگین را به طور راحتتری ممکن کنید.
![]() در این که اندروید یک پلت فرم فوق العاده و متحول کننده است هیچ شکی وجود ندارد چراکه آی او اس با توجه به قیمتهای نجومی آن، هرگز نمی توانست مانند اندروید و گوشیهای ارزان قیمتش این چنین در سطح دنیا ریشه کند. با وجود آنکه این سیستم عامل در سالهای اول ورود خود به دنیای موبایلها دارای مشکلات و حتی کمبودهای خاصی بود، به مرور مسیری تکاملی را طی کرد و با آزمایش و خطاهای پی در پی، امروزه به یکی از پلت فرمهای قدرتمند دنیا تبدیل شده است. مسیری که ویندوزفون نیز در طول این سالها طی کرد و امروزه شاهکاری با نام ویندوز۱۰ موبایل را به کاربران ارائه داده است. البته ساخته شدن گوشیهای ارزان قیمت اندرویدی، که طبیعتا به معنای استفاده از سخت افزارهای متوسط یا حتی ضعیف بوده، کمی اصل و ریشهی اندروید را قربانی کرده و باعث کندی و گاهی عدم توانایی اجرای چند اپلیکیشن سنگین به طور همزمان در گوشیهای ارزان قیمت شده است.
![]() تاکنون روشهای زیادی برای کمک به عملکرد گوشیهایی با سخت افزار متوسط منتشر و معرفی شده است. از اپلیکیشنهای خالی کنندهی رم مانند CleanMaster گرفته تا اپلیکیشنهای جلوگیری از اجرای خودکار برنامهها همچون Greenify همگی به نوعی بهبودهایی را در عملکرد کلی گوشی ایجاد میکردند که البته در این بین کاربران بسیاری نیز بودند که به عملکرد این برنامهها اعتقادی نداشتند. شاید اگر تا به حال با گوشیهای متوسط و رو به ضعیف کار نکرده باشید برایتان عجیب باشد اما دارندگان این گوشیها به خوبی آگاهند که برای مثال نصب همزمان اپلیکیشنهای Facebook,Onenote,Viber و Instagram تا چه حد میتواند سرعت کلی رام را پایین بیاورد و به ناچار، در اکثر مواقع به کل از نصب این اپلیکیشنها منصرف میشوند. امروز می خواهیم به شما راهی ساده را معرفی کنیم که از طریق آن میتوانید تا حدود زیادی از مشکلات استفاده از اپلیکیشنها کاسته و با سرعت بیشتری با دستگاه خود کار کنید.
![]() اپلیکیشن مورد استفاده در این گزارش، App Quarantine نام دارد ، این برنامه قادر است تا برنامههای نصب شده عادی یا حتی سیستمی را، بدون حذف از گوشی شما، به طور کامل متوقف کند و قابلیت خروج آنها از قرنطینه و اجرای مجدد را تنها با یک لمس در اختیار شما قرار دهد. درواقع با این کار، اپلیکیشنهای قرنطینه شده، هیچ تفاوتی با یک اپلیکیشن حذف شده از لحاظ اشغال فضای رم نخواهند داشت و در عین حال، میتوانید هر زمان که به آنها نیاز داشتید تنها با لمس آیکون مخصوص هر برنامه، آن را مجددا فعال و اجرا کنید. اپلیکیشنهای دیگر همچون Greenify تحت هیچ شرایطی نمی توانند در عملکرد خود دقت صد در صدی را رعایت کنند و در تستهای شخصی بارها مشاهده شد که برخی اپلیکیشنهای به خواب رفته، در پس زمینه در حال اجرا هستند. اما اپلیکیشن App Quarantine به لطف Freeze یا Disable کردن برنامهها، به طور کامل آنها را از رم گوشی خارج خواهد کرد. البته اپلیکیشنهای بسیاری برای فریز کردن برنامهها منتشر شده است اما App Quarantine به دلیل در اختیار گذاشتن ویجت اختصاصی برای هر اپلیکیشن غیرفعال شده، و امکان فعالسازی و اجرای مجدد تنها با یک کلیک، بهترین انتخاب در این زمینه خواهد بود.
![]() اپلیکیشنهای بسیاری نظیر فیسبوک، اینستاگرام، برنامههای مدیریت ایمیل، مارکتهایی همچون مایکت و... وجود دارند که در روز تنها یک یا دوبار به آنها سر خواهیم زد و نیازی به فعال بودن 24ساعتهی آنها نداریم و میتوانیم آنها را با کمک این روش، کاملا از رم گوشی حذف کنیم و تنها در موارد مورد نیاز، با کلیک روی آیکون مخصوص اپلیکیشنهای غیرفعال شده، به استفاده از آنها بپردازیم. اپلیکیشنهای پیام رسان نظیر وایبر، تلگرام، لاین و... نیز توانایی قرارگیری در این لیست را دارند که البته انتخاب این موضوع، بنا بر استفادهی هر کاربر متفاوت خواهد بود. برای مثال کاربرانی که در هرلحظه از روز ممکن است پیامی دریافت کنند به هیچ وجه نباید این برنامهها را قرنطینه کنند، اما کاربرانی نیز وجود دارند که به هیچ وجه در طول روز کاری یا درسی خود به اینترنت دسترسی ندارند از همین جهت میتوانند با قرار دادن این برنامهها نیز، رم خود را بیش از پیش آزاد و خالی نگه دارند.
![]() اما همانطور که در بالا اشاره کردیم، بعد از قرنطینه کردن هر اپلیکیشن، میتوانید با استفاده از ویجت App Quarantine، آیکون برنامههای غیرفعال شده را به نوبت و به صورت جداگانه روی صفحهی خانگی خود ساخته و با استفاده از آنها، تنها با یک لمس و در چند ثانیه، دستور فعالسازی مجدد برنامه و اجرای آن را به App Quarantine بدهید. برنامهها به محض فعال و اجرا شدن آمادهی استفاده خواهند بود و در صورتی که برنامهی مورد نظر، اینترنتی باشد (مانند اینستاگرام) به محض اجرا، اطلاعات جدید را دریافت و جدیدترین پستها یا پیامهای دریافتی را به نمایش خواهد گذاشت. حال پس از استفاده از اپلیکیشن، کافی است مجددا روی آیکون ویجت آن کلیک کنید تا برنامه به لیست قرنطینه بازگردد. با انجام این روش برای تمام اپلیکیشنهای سنگین گوشی خود، میتوانید با فعالسازی و مراجعهی نوبت به نوبت به آنها، دیگر با هیچ کندی یا مشکل خاصی مواجه نشوید.
![]() برای نظم بیشتر در صفحهی خانگی خود میتوانید از بخش Group این برنامه هم استفاده کنید به طوری که اپلیکیشنهای قرنطینه شده را، به یک گروه با اسم دلخواه تبدیل میکنید و پس از آن، ویجتی به صورت یک پوشه در اختیار خواهید داشت که تمام اپلیکیشنهای قابل دسترس و قرنطینه شده، در آن قرار دارند.
استفاده از این روش برای افرادی که از گوشیهای قدرتمندی برخوردارند اما در عین حال علاقهای به دیدن اپلیکیشنهای بی استفاده در بخش Running Appsهای خود ندارند نیز میتواند کاربردی باشد و برای مثال، مارکتها و اپلیکیشنهایی که بدون دلیل به فعالیت در پس زمینهی گوشی میپردازند را از حافظهی رم حذف کنند.
برچسبها: [ شنبه 16 آبان 1394 ] [ 18:49 ] [ v50 ]
رونمایی از جدید ترین پیام رسان ایرانی+ عکستعداد اپلیکیشنهای پیامرسان کم نیست و روزبهروز هم در حال تولید هستند، برخی از این اپلیکیشنهای پیامرسان از محبوبیت بسیار بالایی در میان کاربران برخوردار هستند. شاید تلگرام برای مردم ایران محبوبیت زیادی داشته و درصد زیادی از مردم از این نرم افزار استقبال کردند، حال یک پیامرسان ایرانی با امکانات فراوان قرار است به زودی دست به دست کاربران فضای مجازی بچرخد. پس اگر به دنبال اپلیکیشن پیام رسان جدید برای گوشی موبایل یا تبلت خود هستید، شاید برنامه جدید پیام رسان آی گپ برایتان جالب باشد. ![]() آی گپ دارای قابلیت ارسال و دریافت پیام، مکالمه، ایجاد گروه ها، کانال ها و حتی ربات های تلگرامی بوده، از جمله امکانات منحصر به فرد این نرم افزار نمایش محل کاربران بر روی نقشه و ساخت کانال های رادیویی است که امکان دریافت و ارسال فایل تصویری و قابلیت تماس صوتی رایگان با حداقل سرعت اینترنت از دیگر قابلیت های این پیام رسان می باشد.
![]() با توجه به عکس های منتشر شده از سوی این نرم افزار در صفحات اجتماعی، میتوان رنگ بندی، طراحی و زیبای آن را در میان نرم افزار های مشابه قابل تحسین دانست.
![]() تنها چند روز دیگر نسخه آزمایشی این اپلیکیشن پیامرسان رونمایی می شود، باید منتظر ماند و دید این اپلیکیشن پیامرسان میتواند مانند سایر اپلیکیشنهای پیامرسان در میان کاربران به محبوبیت برسد یا خیر.
![]() این اپلیکیشن الگو دعوتنامه ای را برای استفاده کاربران خود برگزیده است، بدین صورت که تنها افرادی که ابتدا شماره خود را در سایت به آدرس؛ www.igap.im این اپلیکیشن اضافه کرده، امکان ثبت نام و کار با نرم افزار را دارند و همچنین میتوانند دوستان خود را نیز دعوت کنند.
لازم به ذکر است؛ گروه تحقیق و توسعه این نرم افزار تحت نظر وزارت ارشاد تمام کدهای آن را در داخل کشور تولید کرده و با افزودن قابلیت های منحصر به فرد در نظر دارند تا آن را رقیبی برای سایر پیام رسان ها در سراسر دنیا بکنند.
گفتنی است، وزارت ارشاد و کارگروه مصادیق مجرمانه از این طرح بومی و ملی حمایت های لازم را به عمل آورده اند تا به عنوان یک پیام رسان کاملا داخلی جایگزین نرم افزار های خارجی باشد.
برچسبها: [ شنبه 16 آبان 1394 ] [ 18:34 ] [ v50 ]
لوکس ترین هواپیمای جهان + تصاویرایرباس A-380 لوکس ترین و مرفه ترین هوا پیمای مسافر بری در جهان است که تا کنون ساخته شده است.
این هواپیما توانایی جابجایی تعداد زیادی مسافر دارد و کاربرد آن در سفرهای بینالمللی و مسافتهای طولانی است.
تعداد صندلی آن در مدل استاندارد با سه کلاس مسافربری بالغ بر 525 نفر و در مدلهایی که تنها دارای یک کلاس اقتصادی هستند، این ظرفیت تا 853 نفر قابل گسترش است.
علیرغم ابعاد عظیم این هواپیما، A380 بر اساس ابعاد عرف و مقبول و استوانهای شکل همانند بوئینگ747 ساخته شده و بدنهٔ آن، تنها اندکی از Boeing 747 عریضتر است.
در نمای ظاهری، A380 دارای بالهایی است که در قسمت پائین بدنه نصب شدهاند (Low-Mounted) و اندکی متمایل به عقب هستند و چهار نقطه برای اتصال موتور در آنها پیشبینی شدهاست.
قسمت ارابهٔ فرود هواپیما، مشتمل بر 22 عدد چرخ است که نحوهٔ جاگذاری آنها، مشابه چرخهای بوئینگ747 و 777 است.
این نوع طراحی در قسمت ارابهٔ فرود، با اغلب باندهای فرود در فرودگاههای معظم، سازگاری دارد. با این حال، مساحت عظیم بالهای هواپیما، این نیاز را در اغلب فرودگاههای بزرگ پدید میآورد که عرض باندهای خود را افزایش دهند تا دو هواپیمای A380 در کنار هم بتوانند عبور نمایند.
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() انتهای پیام/
برچسبها: [ پنجشنبه 14 آبان 1394 ] [ 21:57 ] [ v50 ]
سرگذشت جوان ایرانی که گرفتار داعش شداز چند قدمی مرگ برگشته. داعشیهای نفوذی میخواستند سرش را بیخ تا بیخ ببرند. در مرز ترکیه و یونان گرفتار شد و معجزهآسا از مرگ گریخت. به قول خودش میخواسته زرنگی کند و قاطی آوارگان و پناهجویان سوریهای به اروپا برود که ... .
بابک 28 ساله از پای مرگ برگشته و با یادآوری حوادث تلخی مثل مرگ آوارگان و بدرفتاری پلیس ترکیه و ... که در طول مسیر مهاجرت به یونان برایش اتفاق افتاده رنگش مثل گچ سفید میشود. از بیغذایی و بیآبی و خوابیدن روی آسفالت در سرمای جانسوز بیابان میگوید و از اینکه چطور میخواستهاند قیمه قیمهاش کنند! یک ماه میشود از سفر پرخطرش برگشته، با کلی خواهش و اصرار که نامش را برای کسی فاش نمیکنیم و هویتش محفوظ میماند و ... قرار میگذاریم برای ساعت 11 صبح جلو مغازه خودش در بازار تهران.
سر وقت حاضر میشوم. مغازه شال و روسری فروشی دارد، با ویترینی جذاب، البته برای خانمها. جلوی در میایستم تا سرش خلوت شود. مشتریهایش مدام در حال امتحان کردن شال و روسری هستند. پس از چند دقیقه اشاره میکند که آمادهام. کار را به شریکش میسپارد و میآید. اصرار میکند که به کافهای برویم تا راحتتر گپ بزنیم اما دوست دارم قدمزنان برایم تعریف کند. اینطور راحتترم و کسی هم به حرفمان گوش نمیکند. میخواهم از همان ابتدای تصمیمگیری برای مهاجرت تا بازگشتش به خانه را تعریف کند:
مهاجرتی خطرناک همراه با پناهجویان سوری
«داییام در آلمان زندگی میکند، حدود 28 سالی میشود. هر وقت میآید ایران از وضعیت آنجا برایمان میگوید. راستش دوست داشتم یک روزی به اروپا بروم ولی چند ماه پیش که در اخبار دیدم آوارگان و مهاجران سوری از طریق ترکیه به اروپا میروند تصمیم گرفتم که خودم را به منطقه «ادرنه» - شهرمرزی نزدیک به یونان - برسانم و همراه آنان به یونان بروم.
موضوع را با یکی از دوستانم در میان گذاشتم و قرار شد او هم مرا در این سفر همراهی کند. سه هزار دلار ردیف کردم و به شریکم گفتم که میخواهم به آلمان بروم و اگر برنگشتم حق شراکتم را بدهد به خانوادهام. بعد از اینکه ساک و وسایلم را جمع و جور کردم راهی شدم به سوی استانبول. شهری زیبا و البته خیلی شلوغ، خیابانهای استانبول پر از مسافران ایرانی، افغانی و سوریهای بود. چند روزی را در این شهر گذراندیم و قرار شد به شهر ادرنه برویم. پلیس تردد اتوبوسها را به این شهر ممنوع کرده بود. چارهای نداشتیم جز اینکه با تاکسی ادامه سفر بدهیم. با 250 دلار خودمان را رساندیم به شهر مرزی «کشان» که فکر کنم یک ساعت و نیم راه بود، حدود ساعت 6 عصر رسیدیم. به دنبال مسافرخانهای میگشتیم که شب را آنجا بمانیم.
زبان ترکیهای را خوب بلدم ولی با هرکس صحبت میکردم متوجه میشدند که ترکیهای نیستم، بهخاطر اینکه نمیتوانستم با لهجه خودشان حرف بزنم. چند نفری از من پرسیدند اهل کجا هستی؟ اگر سوریهای هستی هیچ کمکی نمیکنند و باید سریع آنجا را ترک کنیم ولی اگر ایرانی هستیم میتوانند ما را از طریق رودخانه مرزی به یونان رد کنند.
آنجا هرکس قیمتی میداد؛ از هزار تا دو هزار دلار. راستش مانده بودیم قبول کنیم یا نه. به هر حال ما آمده بودیم که برویم. با یکی قول و قرار گذاشتیم که نفری 1500 دلار بگیرد و ما را بدون خطر از رودخانه کم عرض ولی خروشان و پر عمق رد کند.
تا جنگل نزدیک مرز راهی نبود و راهبلد اصرار میکرد که باید یک شب را در جنگل بمانیم. راستش در غربت اعتماد کردن کار بیجایی است. راهبلد چهره غلط اندازی داشت و ترسیدیم که برود و با چند نفر دیگر برگردد و چندهزار دلارمان را سرکیسه کند. به همین خاطر قبول نکردیم، همان شب تصمیم گرفتیم خودمان را به ادرنه برسانیم تا با مهاجران سوری به سمت مرز برویم. هیچ اتوبوس و «دون»ی حق رفتن به مناطق مرزی نداشت و البته پلیس میدانست کسانی که بهسوی مرز میروند اهل این کشور نیستند و برای مهاجرت به اروپا آمدهاند. دوباره تاکسی گرفتیم و به ادرنه رفتیم. دو ساعتی در راه بودیم تا اینکه به ترمینال رسیدیم. هوا خیلی سرد بود. شب را در همان ترمینال صبح کردیم. ساعت 9 صبح بهسوی پلی یک کیلومتری که مرز بین یونان و ترکیه بود رفتیم ولی پلیس جلویمان را گرفت. راه بسیار کمی داشتیم تا یونان اما نشد.»
با حسرت میگوید "ایکاش پلیس اجازه خروج میداد، تا این همه سختی و بدبختی نمیکشیدیم". بعد ادامه حرفش را میگیرد:
«به مأموران پلیس گفتیم ما گردشگر هستیم و میخواهیم برویم از پل بازدید کنیم ولی اصرارمان نتیجهای نداد و دست آخر رفتیم و گفتیم که ایرانی هستیم و میخواهیم برویم یونان. آنها هم ما را سوار ماشینشان کردند و گفتند که بهتر است از مرز دیگری برویم چون آن طرف، مرزبانان یونانی ایستادهاند و به هرکس که غیرقانونی وارد خاکشان شود تیراندازی میکنند.
بعد با هم صحبت کردند و گفتند که مسیر خطرناک است و بهتر است برویم استانبول و برگردیم ایران. آنها ما را به ترمینال رساندند که برگردیم. توی ترمینال حدود دو هزار سوری بودند که میخواستند پیاده بروند سمت یکی از مرزهایی که احتمال موفقیت برای رفتن به یونان زیاد بود. ما هم همراهشان رفتیم. به دوستم گفتم که تو ترکیهای بلد نیستی و من هم عربی؛ پس بهتر است ادای لالها را دربیاوریم تا کسی متوجه نشود ما ایرانی هستیم. میدانستیم راه طولانی در پیش داریم. از قبل آجیل، شکلات، کاکائو و بیسکویت و نان داخل کولههایمان گذاشته بودیم. همراه پناهجویان پیاده راه افتادیم و رفتیم. سه شبانهروز توی راه بودیم. روزها راه میرفتیم و غروب هرکجا بودیم، میماندیم تا صبح. روزها خیلی گرم بود و شبها هم خیلی سرد. زن و مرد و پیر و جوان و کودک شبها کنار هم میخوابیدند تا با گرمای بدن همدیگر گرم بمانند و از سرما خشک نشوند. خبری از دستشویی و حمام و کمک مسئولان ترکیهای هم نبود. جلوی کاروان ما سه اتوبوس خالی با چند ماشین پلیس بود تا ما را در کنترل خود داشته باشند.
بالاخره بعد از سه روز رسیدیم به مرز. آنجا دسته دیگری پلیس ایستاده بودند و اجازه خروج نمیدادند و مدام میگفتند باید خودمان را به کمپی که چهار کیلومتر آنطرفتر هست برسانیم. مثل اینکه آنجا هم چند هزار نفری بودند که میخواستند در صورت اجازه اتحادیه اروپا وارد یونان شوند. البته درصورتی که به آنها ملحق میشدیم، کار برای من و دوستم سخت میشد چون که باید پاسپورت نشان میدادیم و به زبان عربی هم تسلط میداشتیم.
به هرحال پناهجویان قبول نکردند به آن کمپ بروند و اصرار داشتند که باید از این مرز خارج شوند. چهار روز آنجا ماندیم و در این چند روز سوریها با شعار دادن یا برهنه شدن و حتی درگیری با پلیس میخواستند از مرز عبور کنند ولی تلاششان نتیجهای نداشت. جیره آب و غذای من و دوستم تمام شد و هیچی نداشتیم برای خوردن. حتی خواهشهای من از مأمور پلیس برای گرفتن یک بطری آب به جایی نرسید. میگفت دستور آمده به ما هیچ کمکی نکنند. با این وضعیت سخت که خیلی از مردم حالشان بد میشد و از حال میرفتند و کارشان به بیمارستان میکشید، دوستم تصمیم گرفت برگردد. حالش بد بود و تحمل این وضعیت برایش خیلی خیلی سخت بود و رفت.»
حرفهایمان به درازا کشیده بود و حواسمان نبود که دوبار بازار را بالا و پایین کردهایم. حالا به جلو مغازهاش رسیدهایم. بابک داخل مغازه میرود تا ببیند چه خبر است و بعد صدایم میکند که مشتری در مغازه نیست و بهتر است گپمان را آنجا ادامه دهیم.
غافلگیر شدن از سوی داعشیهای نفوذی
روی میز کلی روسری و شال ریخته که باید مرتب شود و تا بخورد و برود توی قفسه. او در حالی که یک به یک شالها را مرتب میکند، ادامه میدهد: «یک ساعت از رفتن دوستم نمیگذشت که از تشنگی توانی برایم نمانده بود. روی زمین دراز کشیده بودم که دیدم مردی بطری بهدست به آنهایی که حالشان خوب نیست جرعه جرعه آب میدهد. خودم را به او رساندم. بعد از اینکه جرعهای آب خوردم و به طرف کوله پشتیام برمیگشتم. مردی با ریش بلند و سبیل تراشیده از من به عربی پرسید که اهل کجا هستم، بعد با دستش خانهای را روی هوا ترسیم کرد که وطنم کجاست؟ راستش از شدت ترس دست و پایم با آن حال نزارم میلرزید. خودم را به لال بودن زدم و روی هوا نقشه جمهوری آذربایجان را ترسیم کردم. چیزی نفهمید و مرا پیش سه جوان که لال بودند، برد. آنها با ایما و اشاره از من سؤال کردند و من چون آشنایی با این علامتها نداشتم نتوانستم جواب بدهم و لو رفتم که من لال نیستم. آن مرد با خشونت یقهام را گرفت و سرم داد کشید. مدام میگفت ایرانی، ایرانی؟ من میگفتم نه، آذربایجانی، آذربایجانی! با شنیدن صدای مرد عرب 20 - 30 مرد عربزبان که قیافهشان خوفناک بود دورم جمع شدند.
آنها را در طول مسیر بارها دیده بودم، زن و بچهای همراهشان نبود. به ترکی گفتم که میخواهم به اروپا بروم. یکی از آنها که ترکیهای بلد بود از من پاسپورتم را خواست و من به دروغ گفتم، ندارم. بعد ادامه داد که اگر پاسپورتی از داخل کولهام پیدا کند مرا برهنه خواهد کرد و سرم را خواهد برید. چارهای جز گفتن حقیقت نداشتم. گذرنامه را از داخل جیب جلویی کوله درآوردم و تحویلش دادم. وقتی برایشان مشخص شد ایرانیام، سر و صدایی بلند شد که کم مانده بود سکته کنم. پیش خودم گفتم بابک، کارت تمام است و چند دقیقه دیگر سرت را بیخ تا بیخ میبُرند. در همان چند لحظه به گذشتهام، به آیندهای که پیش خودم همیشه تصور میکردم، به پدر و مادر و خانوادهام که مرا دیگر نخواهند دید فکر میکردم که مرد سوری پرسید میدانی ما سَلَفی هستیم؟
با شنیدن سَلَفی، برق از سرم پرید و مطمئن شدم که کارم تمام تمام است. گفتم نه بهخدا. من چهار شبانهروز میشود که با شما میآیم تا به یونان و از آنجا پیش داییام به آلمان بروم. گفت دروغ میگویی و تو نفوذی نیروهای اطلاعاتی هستی! به بغض افتادم و گفتم نه من مهاجرم و میخواهم برای ادامه زندگی به اروپا بروم.»
بابک حرفهایش را قطع میکند و آب مینوشد و مینشیند روی چهارپایه و عرق سردی را که روی پیشانیش نشسته پاک میکند. انگار هنوز هم یادآوری این خاطرات برایش آزاردهنده است و ترسناک.
نجات از دست تکفیریها
«بین مردهای سوری که قیافهشان به داعشیها شبیه بود بحث شده بود و حرفهایی مثل ذبح، اعدام، قطع رأس و ... میزدند که نفسم را به شماره انداخت. مردی که ترکیهای بلد بود به من گفت این چند نفر داعشی هستند و برای نفوذ به اروپا میروند و تصمیم دارند تو را بکشند. کمی عقبتر بایست تا ببینم میتوانم نجاتت بدهم یا نه؟ آرام آرام خودم را عقب کشاندم ولی در آن بیابان مگر راه فراری بود؟ پلیس هم فاصله زیادی با ما داشت و کاری هم از دستشان برنمیآمد.
مرد سوری آن جمعیت را همراه خود چند ده متری آن طرفتر برد و مشغول صحبت با آنها شد. پس از چند دقیقه معلوم شد اختلاف دارند و با هم دعوا میکنند به حدی که دست به یقه شدند. هر از گاهی با غضب به من نگاه میکردند و هر نگاه آنها چند کیلو از وزنم را کم میکرد. انگار یک پادگان سرباز توی دلم رژه میرفتند. بعد از 10 دقیقه طرفم آمد و با خشم و عصبانیت گفت شانس آوردهام. گفت مردان داعشی میخواستند مرا به قتل برسانند و او آنها را متقاعد کرده که این کار باعث میشود پلیس به داعشی بودن آنها شک کند. پاسپورتم را به طرفم پرت کرد و گفت بدو تا جایی که میتوانی، چون این جماعت دستبردار نیستند و هر فرصتی بهدست بیاورند حتماً تو را خواهند کشت. پاسپورتم را برداشتم و در حالی که نگاهم به نگاه داعشیها بود فقط دویدم. فکر کنم یکساعتی از ترس دویدم. از شانس بد، ماشینی هم رد نمیشد که سوارم کند. چند ساعتی پیادهروی کردم تا اینکه صدای ماشینی شنیدم.
تشنگی امانم را بریده بود و اگر در جاده میماندم حتماً خوراک گرگها میشدم. وقتی نور ماشین را در سیاهی شب دیدم وسط جاده ایستادم تا راننده توقف کند که همین کار را هم کرد. ماشین هلال احمر ادرنه بود.
با زبان ترکی از آنها خواهش کردم مرا هم به شهرشان ببرند. وقتی به من آب دادند و کمی جان گرفتم توضیح دادم که چه بلایی سرم آمده است. راننده و تیم پزشکی از تعجب شاخ درآورده بودند که خدا به من رحم کرده که کشته نشدهام چون جسدهای زیادی را در این چندماه پیدا کردهاند که در این مسیر به قتل رسیده بودند.»
امتحان شانس این بار از دریا
وقتی به ترمینال رسیدم از آنجا با 40 دلار رفتم استانبول. یکی دو روز ماندم و استراحت کردم. توی هتل به سرم زد این بار از دریا بروم. با خودم گفتم من که تا اینجا آمدهام و تا چند قدمی مرگ هم رفتهام، حالا یکبار هم دریا را انتخاب کنم. فردای آن روز رفتم مرکز شهر. جمعیت زیاد بود. بیشتر از خود مردم استانبول، افغانیها و سوریها بودند. البته ایرانیها را هم میشد پیدا کرد. 100 تا قاچاقچی و مسافرپران جلو آدم را میگرفتند که حاضرند شما را به اروپا ببرند.
بعضی از آنها ادعا میکردند با شش هزار دلار و با جعل پاسپورت آن هم تضمینی، مسافران را هوایی به اروپا میفرستند. بعضی هم با قایقهای لاستیکی بزرگ موتوردار نفری 1500 دلار میگرفتند و مسافران را به یکی از ساحلهای یونان میبردند که این کار با آب مواج و سردی که دریا داشت ریسکش زیاد بود و پشیمان شدم. البته اخبار ترکیه نشان میداد، برخی از این قایقها که بیشتر از ظرفیت مهاجر سوار کرده بودند بهخاطر طوفان در دریا غرق شدهاند. من چارهای نداشتم جز برگشت به خانه.
- پشیمانی از بازگشت؟
نه، ولی دوست داشتم میرفتم.
- چقدر درس خواندهای؟
فارغالتحصیل رشته برق هواپیما هستم.
- پس چرا در رشته خودت کار نمیکنی؟
(در جوابم میخندد.)
- درآمد شال و روسری چطور است؟
برای این 9 متر مغازه ماهی 16 میلیون تومان کرایه میدهم. ته درآمدمان چقدر میخواهد بشود که آن هم تقسیم بر دو شود!
- هنوز دوست داری مهاجرت کنی؟
بله. اگر فرصت پیدا کنم.
- با داعشیها؟!
خدا نکند. آن دفعه هم ناخواسته با آنها همسفر شده بودم. خدا رحم کرد که زنده ماندم، مدیون دعاهای مادرم هستم.
در دلم میگویم مهندس برق هواپیما! به مادرت بگو دعا کند همینجا عاقبت بهخیر شوی وگرنه تو تنها یک چشمهاش را دیدهای.
منبع:روزنامه ایران
برچسبها: [ پنجشنبه 14 آبان 1394 ] [ 21:47 ] [ v50 ]
اولین چیزی که امام رضا(ع) درباره عاقبت بخیری سفارش می کنند توجه به یاد خدا و یادآوری عظمت او و بزرگ شمردن حق اوست.
برچسبها: ادامه مطلب [ پنجشنبه 14 آبان 1394 ] [ 21:35 ] [ v50 ]
|
|